مرتضی اسماعیل دوست: باز هم قرار همدلی با سید شهیدان اهل قلم فرا رسیده است و ارادتمندان، یادداشت ها می نگارند و احساس را از دل پُر معنا به صفحه توجه می کشانند و جوانان بیعت نامه با آقا سید مرتضی بسته و یاران دلداده در کنار آرامگاه شهید آوینی فاتحه ای می خوانند؛ به وسعت همه رازهایی که در حمد و سوره می توان یافت. در این روزهای همجواری با سالروز شهادت سید مرتضی آوینی که پروازی عاشقانه به سودای معنا داشت، همه تابلوها به مسیر فکه ختم می شود و بوی واژه های زیبایی که از روح والای مرتضی برمی خیزد. حالا رنگ های برافراشته در مسیری رنگارنگ از نشانه های یادسپاری و دلبستگی و خاطره یابی و هشدارنمایی است که بدانیم او که بود و ما کجا هستیم؟ و چه خط و خطوطی میان ما و سید مرتضی هنوز باقی مانده که باید شناخته شود، به پژواک جان درآید و به کارزار عمل مبدل گردد.
این روزها همچون همه سالروزهای گذشته نوشته ها و گفته های بسیار از مرامنامه سید شهیدان اهل قلم و نگاه های نقش بسته و زوایای پنهان مانده مرد والامقام هنر انقلاب اسلامی به میان می آید و برخی افراد، رفتار دیگری را به مصادره نگاه آوینی متهم می دارند! اما به راستی در میان انواع واژه هایی که همراستا با شخصیت آوینی و ناراستا با نگاهش در این روزها منعکس می گردد، چگونه می توان به حقیقت ماجرای زیستن مردی رسید که بیقرار شهادت بود و جسارت و صداقت و صراحت را در معجونی گوارا به مشام حقیقت خواهان می رساند.
متاسفانه برخوردمان با شهید آوینی و مسیر پُر دامنه از رازهای زیستنش به مانند نوع مواجهه ما با بسیاری از پدیده های قابل ارزش زندگی تنها معطوف به ایامی خاص می شود و نیمه فروردین که به سرازیری اردیبهشت درمی آید، به دنبال آن هستیم که بدانیم آوینی کیست؟ و نمی دانیم که او هر روز مُرد و زیست و ما نیز باید هر روز واژه های معرفت را تازه سازیم و جان به دریای آگاهی بخشیده و روح را در دشت بیقرار یافتن به سودا درآوریم که زمان تنگ است و قرار رفتن همچون تیک ساعت از تاک آویزان شده خواهد افتاد و مایی که سودای عاشقی داریم و دل در گروی روزمرگی های جهان فانی نبسته ایم، باید به عمق حقیقت دریابیم که نشان مردان الهی چه بوده است و چه در سینه نشاندند تا آن گونه با لبخند به آغوش شهادت درآیند.
کشف حقیقت، مسیر فراخی است که اراده ای استوار می خواهد و دلی تهی شده از خواسته های دنیوی و باید به راه افتاد در مسیر پیمودن تا در عین تلاش برای عبور از سنگ ریزه های زندگی در پی یافتن واقعیت آفرینش باشیم و در جست و جوی نوری که نگاهمان را روشن نماید، دلی که تنگی لحظه ها را برایمان گشوده گرداند، قلبی که در قطب نمای عاشقی قابل شناسایی باشد و روحی که بیقرارمان نماید برای رهایی؛ رها شدن از من بودن و دور شدن از حسادت و فارغ شدن از خودنمایی. و آوینی چنین بود و آنقدر کشف کرد و پیمود و جان خالی کرد تا روح را یافت و چنین شد تا ما را به فکر درآورد که حقیقت چه واژه فراخی است...
آوینی در دنیای لبریز شده از انواع گم گشتگی های غرب و شرق می تواند نشانه ای باشد برای یافتن مسیر حقیقت نزد همه معرفت خواهان و الگویی گردد برای جوانان هنرخواه تا به عمق جان یابند آن چه را به عنوان اصل هنر می توان یافت. شهید سید مرتضی آوینی می تواند پیشقراول نگاه مردمانی باشد که خود را هنرمند خواسته و به دنبال نشستن در قاب معرفت بیقراری می کنند. آوینی فلسفه ها و عرفان ها و اشعار و واژه ها خواند و سوزاند تا مهم ترین ابیات زیستن را بیابد و ما هم نه تنها در این روزها بلکه همیشه باید به این تفکر درآییم و در این مسیر نفس ها را تازه سازیم که چگونه می توان همچون آوینی زیست و همانند مرتضی اصالت هنر را دریافت.
منبع: آوینی فیلم
0نظر